۱.یچیزی توی وبلاگ نازخاتون خوندم چن ماه پیش.. که اگر قرار بود اونکه عاشق و معشوق بودند بهم برسن که دیگه لطفی نداشت. راست میگی نازخاتون جون چون دارم میبینم آدم هایی رو که با عشق با هم ازدواج کردن دارند همدیگر رو جر میدن.و عشق نزدشون مرده که چه عرض کنم تا میتونن بهم خنجر میزنن. البته به جنازه هم.
۲. بقول خواهرم انگاری که برای آدم هرچی مهم نباشه راحتتر فراهم میشه. من یک آدمی هستم که اهل برند نیم نیستم ولی جا لبیش اینجاست که همیشه کادوهایی که میگیرم خیلی برند نیمه!!!! البته بعدها از زبان صاحبان فن میفهمم که ارزش این کادو چیه! وگرنه دو چیز درین دنیا برای من اصلا مهم نیست یکی اسم هنرپیشه ها و خواننده ها. یکی هم برند نیم. خوشگل و شیک و مناسب سلیقه و بودجه ام باشه میخواد هرچی باشه.
۳.دخترم از دبستان فارغ تحصیل شد. البته تا ۳ شنبه دیگه میره مدرسه. چنان جشن با شکوهی گرفتن که من یاد پنجم ابتدایی خودم افتادم! و جلبیش اینجا بود که هر ۵ تا کلاس پنجم همه شاگردها شاگردhonor roll بودند!!!!!! خیلیه ها!؟ امروزم کلی شادی و پارتی کردن و ما هم زیر افتاب در راستای کمک به فرزندان این مرز و بوم کلی آفتاب سوخته شدیم.
۴.ورزش رو بصورت اجباری جزو برنامه هروزم کردم. اگر صبحها برم که میرم. اولا ورزش رو با جان و دل انجام میدم. ثانیا تمام روز احساس فتح و ظفر میکنم. ثالثا تمام روز دلم نمیاد زیاد بخورم. رابعا شاد و خرسندم و باقی کارهای روزانه هم تبدیل به موفقیت میشن. و خامسا هرچیزی رو توی دهنم نمیذارم که به بدن نازنینم وارد بشه. پس ورزش کنین تا سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامت باشششششششششششششششششششششششششششششین.
۵.چن وقت پیش که اوباما رفت نتردام سخنرانی درباره سقط جنین کنه علیرغم مخالفان کاتولیک که راهپیمایی را انداخته بودن و سر و صدای بیخودی. حسابی در باره این مطلب موضع خودش رو تشریح کرد. من واقعا برام جالبه که یک مشت خرپول ریپابلیکن( جمهوریخواه) واسه چی دارن دست و پا میزنن که مخالفت کنن. در جایی که این آدم بدون زور الکی میتونه هر خری رو بنشونه سرجاش.
خداییش توی زندگی روزمره هم همینه وقتی بدور و بر خودت نگاه میکنی ادمهای احمق منظورم اونایی که یک نخود مغز دارن و فکر میکنن که کسی هستن! چقدر سعی الکی میکنن که یکی رو که از خودشون سره هی بیارن پایین و هی خرابش کنن. و خب صد البته به کاهدون میزنن.