این چندوقته که هوا بهتر شده افتادم به گلکاری و اولش که یه سری هوستاس کاشتم. بعد دو تا غده بزرگ گوش فیل
و امروز یه رز بنام صلح و بالاخره یه گل یخ هم پیدا کردم و کاشتم. موند به ژاپنی که دیگه جونی نموند که ادامه بدم. هوا هم خیلی بادی بود.الان همه استخوانهای بدنم درد میکنه و مسکن خوردم تا مثلا بتونم بخوابم..... از من باغبونم در نمیاد
ولی کلی با گلکاری حال کردم. بخصوص که کمک خیلی خوبی مثل شروین داشتم.هر وقت که میریم خرید خیلی با مزه میاد و خرید ها رو میبره تو. دیروز سعی کرد یه هندوونه رو ببره که از دستش قل خورد و افتاد زمین و قاچ خورد.بهر حال امیدوارم که وقتی بزرگ شد هم کمک خوبی برای اهل و عیالش باشه.وقتی دقت میکنم خیلی چیزا رو من یادش ندادم ولی خیلی از خصلتاش ذاتی اند. مثلا اینکه خیلی دوست داره واسه هر چی تشکر کنه و یا هی لطفا بگه...هرچند اونجا که باید خودش نشون بده از خجالتش سرشو حسابی میندازه پایین!!!!بهر حال ژنتیک رفتار ادمها خیلی برای من جالبه!
دیروز اینجا ایستر بود. یک تعطیلی رسمی و مهم. معادل روز وفات پیامبر در نظر بگیرین... البته خودتون برین سرچ و داستانشو پیگیری کنین. من به این مسایلش کار ندارم. واما اینکه در روز یکشنبه ایستر خرگوشی میاد تو خونه ها و برای جوجوهای اون خونه کادو میاره و کلی شکولات که توی تخم مرغای پلاستیکی اند رو توی حیاط خونه ها لای گلها و چمن ها قایم میکنه تا بچه ها برند بگردن پیداشون کنن و کلی کیف و از این حرفا....و اما مراسم شکولات بازی در خیلی از کلیساهای اینها در روز ایستر اجرا میشه که چون با بچه ها و مراسم بزرگتری اجرا میشه خیلی حال و صفاش هم بیشتره!!
ما کلی برنامه ریزی کردیم که نه در مراسم سینه زنی بلکه در قسمت شکولات بازی حضور بهم برسانیم...ناگفته نماند که ما یکروز از قافله عقب ماندیم و نگو در این شهر مراسم بازی شنبه روز قبل از ایستر و یکشنبه مختص عزاداری...روز یکشنبه پس از خوردن نان و پنیر و چای شیرین جین و کاپشن هامون رو تنمون کردیم و با دوتا کیسه بزرگ رفتیم به استادیوم که قرار بود بزرگترین egg hunting
اونجا باشه...کلی جماعت اومده بودن یکی از یکی شیکتر و خجسته تر. ما هم خیلی نا شیک و اماده رفتیم دم در گود و احساس کردیم که از اقا خرگوشه هیچ اثری نیست و از اقای کشیش که دم درب ایستاده بود تا ولکام به عزاداران عیسی بگه پرسیدم پس کو این اقا خرگوشه گفت :دیر اومدی عزیز .دیروز اومد
....ولی خوش اومدین تشریف بیارین تو برای مراسم.....باقی قضیه اینو میخوام بگم که هر از چندی یه نکته باعث میشه من بفهمم چقدر انسانها میتونن خوب باشن ..چقدر انسانها با ارزشن...چقدر متمدن و منظم و .....همین ایستر باعث شد کلی مغازه ها لباس بفروشن.کلی شکولات. کلی هدیه.کلی دل بچه ها شاد شه. کلی اقتصاد مملکت اباد شه....کلی به بی برنامگی خودم لعن بفرستم...و با خودم فکر کنم چقدر خوبه که اینجا دین از چرخ سیاست کاملا دوره....اگه دین ی هم هست مسیح چقدر پیام اوره صلحه... راستی هیچ خبری از قمه و سینه زنی و قیمه و تعصب نبود....فقط بوی گل سنبل بود تو هوا....انگار شاد مسیح روحش به اسمون رفت.
-یه دوست دیگه همیشه میگفت: نهایتا مجموعه دارایی های بشر با هم یکیست. شاید اینطوری بشه عدل الهی رم بهتر درک کرد.![]()
-واقعا دنیا با این اینترنت شده یه قصبه!! توش که دور میزنی بهویه کسایی میرسی و به جریانهایی بو میبری که با خودت بسی دچار حیرت میشی؟!!!!واقعا یه عده از ماها خیلی فیلم هستیم
....
-اخه من نمیفهمم این چه مدل ازدواجهایی هست که جوونهای ما میکنن؟ بابا به جای این همه سرتون تو کتابا کردن و علامه دهر شدن یه کمیstreet smart
باشین.البته شامل خیلیهااااااااااااممیشه![]()
۱۳ همه بدر و حال و احوالتون تا اخر سال کوک![]()
